شايد صفحه‌اي از اين مقدمهٴ مرا نتوان يافت كه تكميل استادانهٴ آن دست كم مستلزم صرف‌ وقت و نيرويي نباشد كه توانسته‌ام مصروف تمام آن سازم‌. بدين ترتيب‌، بي‌مورد نيست در نظر بگيريم كه ترسيم چنين نقشه‌اي بهترين راه‌، اگر نه تنها راه سنجش معلومات (يا جهل‌) ماست‌.
هم‌چنان كه يك جغرافي‌دان اغلب چنين احساس مي‌كند كه يك كشور به خاطر تعدادي‌ تك‌نگاري كه بدان اختصاص يافته‌، كاملاً معروف است‌، تنها موقعي كه او به طرح نقشه‌اي‌ شروع كرد، مي‌فهمد كه معلوماتش تا چه حد ناقص يا نادرست است‌. خوش‌وقتانه اراضي‌ ناشناخته در نقشه كم‌تر مورد علاقه نيست‌، بلكه مسلماً برانگيزاننده‌ترين بخش‌هاي آن است‌.
شايد برخي از خوانندگان تعجب كنند كه چرا، پس از اين همه زحمت براي رسيدن به اين‌ نقطه‌، سعي بيشتري نمي‌كنم‌، و اين تاريخ را، به جاي انتشار تنها طرحي از آن‌، خودم كامل‌تر نمي‌نويسم‌. مشتاق بودم‌، اثر خود را هرچه زودتر با صحت و جامعيت كامل كنم‌، ولي فكر كردم‌ كه با انتشار اين طرح در حال حاضر به قلمرو ادب خدمت بهتري خواهم كرد تا با به تأخير انداختن انتشار آن تا چند سال بعد، براي عرضهٴ گزارش كامل‌تري‌، كه حتي در آن هنگام به دورهٴ بسيار كوتاه‌تري منحصر خواهد بود. ميان ارائهٴ استخوان‌بندي دوره‌اي نسبتاً طولاني -- اين مجلد دو هزار سال را دربر مي‌گيرد -- يا مطالعهٴ استادانه‌اي از يك دورهٴ كاملاً كوتاه‌، به انتخاب پرداختم‌.
بي‌شك آن استخوان‌بندي بسي كارامدتر است‌، چون ممكن است از هم اكنون راه‌نماي فعاليت‌ تعداد زيادي از محققان باشد. اين به آنان امكان خواهد داد تا بدون از دست دادن حس اعتدال و تناسب‌، پژوهش‌هاي ويژه‌اي به عمل آورند كه براي تكميل معلومات ما تقريباً دربارهٴ هر موضوعي لازم است‌. سهم ويژهٴ من در تاريخ علم خلق اين نقشه يا طرح معمارانه است -- نخستين نوع آن -- و فراهم كردن مجموعه‌اي سرهم‌بندي شده از سنگ‌هاي فراواني است كه‌ مسلماً براي ساختن بنا لازم خواهد بود. يك تاريخ كمال يافته‌، كه آرمان طرح مرا كاملاً تحقق‌ بخشد، كار نسل ديگر خواهد بود.
خواننده ملاحظه خواهد كرد كه در ضمن هر فصل مختص به يك عصر (عموماً نيم قرن‌) بحث من تا آنجا كه ممكن است در جهت موضوعات تقسيم شده است‌. مثلاً، يك بخش‌ مربوط به رياضيات است‌، ديگري به نجوم (اين دو بعداً يكي شده‌)، آن ديگري‌ها به جغرافي‌، تاريخ طبيعي‌، طب و غيره‌. اين امر براي مثلاً محقق علم چيني يا اسلامي ملال‌آور خواهد بود، ولي من نمي‌توانم نيازهاي همهٴ محققان را در يك زمان برآورده سازم‌. من اين نظام‌ طبقه‌بندي را بدان سبب انتخاب كردم كه درصدد بوده‌ام تشريك مساعي بين‌المللي را در بناي‌ تدريجي علم نشان دهم‌. به علاوه‌، احتمالاً مجلدات جداگانه‌اي منتشر خواهم ساخت‌؛ مثلاً دربارهٴ علم چيني‌، يا اسلامي‌، كه در آن همهٴ داده‌هاي مقتضي موجود در مجلد حاضر از زاويهٴ مخصوص مورد مطالعه قرار خواهد گرفت‌، و با جزئيات بيشتري غني‌تر خواهد شد، كه براي‌